سهميه بندی بنزين و معلولين

خیلی وقت بود حال و حوصله پرداختن به مسایل سیاسی را نداشتم. یادم نمی آید دقیق از کی اینطور شد؟ از روزی که نفر سی و سوم انتخابات مجلس قبل شد نماینده اول تهران یا شاید از قبل تر از آن؛ روزی که سعید حجاریان ترور شد یا روزی که یک شبه پانزده روزنامه توقیف شد یا....

ولی پست آخر فرهاد ( دلتنگی های یک معلول ) خاطرات یک دوره ای را برایم زنده کرد. گرماگرم انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بود و به رسم معمول کاندیداها هر شب بر صفحه سیما ظاهر میشدند تا مواضع خود را روشن کنند. آنشب دکتر معین در پاسخ به سئوال زیرکانه مجری برنامه، سهمیه بندی بنزین را ضرورت خواند و همان لحظه آه از نهاد من برآمد که دکتر جان باختت را حتمی کردی. شرایط، شرایطی بود که همه با شعارهای عوامگرایانه ای چون وعده 50 هزار تومانی و بردن نفت سر سفره های مردم و... به سراغ جلب آرای مردم آمده بودند. اتفاقات دست بدست هم داد تا همای سعادت بر دوش شهردار سابق تهران بنشیند. کسی که با اقدامات عام پسند خود در دوران تصدی شهرداری ( ساخت هزار سقاخانه در تهران، احداث دور برگردانها در مقیاس وسیع، پخش افطاری در میادین اصلی شهر، وام صد هزار تومانی ازدواج و... ) و در دوران تبلیغات انتخابات ( پخش تبلیغات دست نوشت، دیوار نویسی و...) توانست به مردم القا کند رجایی دیگر است و مردی از جنس مردم.

قاعدتا در سیاستهای چنین دولتی که از ابتدا خود را به پسند عامه آراسته بود؛ سهمیه بندی بنزین نمی باید جایی میداشت. با اینحال تهدیدهای بین المللی و احتمال تحریم، ضرورت را برای دولت جدید از منظری دیگر مطرح ساخت. منظری که ستون اصلی آن نه منافع مردم – که در تحلیل آنروز دکتر معین مطرح گردید -  که مصالح نظام است.

سهمیه بندی بنزین فارغ از اینکه از ترس تحریم باشد یا بدلیل جلوگیری از اتلاف منابع، درست ترین سیاست دولت نهم بود که به نظر من این دولت با علم به اینکه با این اقدام تیر خلاص را بر سیاستهای عوام پسندانه خود وارد خواهد ساخت به اجبار به آن تن داد.

یارانه بنزین چیزی نیست جز تامین بخشی از هزینه اتومبیل داران به ضرر بدون اتومبیل ها، تشویق اصراف، کمک به آلودگی محیط زیست و ...

با اینحال باید با تخصیص صرفه جویی بعمل آمده به نحوی عمل می شد که دود قطع یارانه بنزین به چشم همانهایی نرود که از یارانه ها متضرر بودند.

از فردای سهمیه بندی، اتومبیلهای بهزیست کار که به حمل و نقل معلولان اختصاص یافته بود متوقف شد. کسانی که محدودیت و مشکل جسمی ندارند به آسانی با شرایط جدید تطبیق یافتند. با بالا رفتن قیمت حمل و نقل آژانس سوارها تاکسی سوار شدند و تاکسی سوارها اتوبوس سوار و... ولی معلولی که در سیستم حمل و نقل عمومی دیده نشده است و نمیتواند از اتوبوس استفاده کند و مجبور است آژانس بگیرد چه؟ به آسانی هزینه حمل و نقل برای معلولان دو برابر شد و در این طرح نیز مثل همیشه بخش وسیعی از شهروندان این مرز و بوم به هیچ انگاشته شدند.

behzistkar%25202.jpg( عکس از وبلاگ نجوای دل انگیز برداشته شده است )

/ 20 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

سلام ني نی .خوبی ؟ چه جلسه باحالی بود .چرا ناهار ندادی گدا ؟!!!!!!!!

آسمانم ابريست

متاسفانه اون وبلاگهايی که از طريق بلاگرد لينک کردم نمی تونم تغيرشون بدم... يعتی بلاگرد مشکل داره !

نسرين

جمله ای که از مارکز اون بالا نوشتی... منم اين دلتنگی رو تجربه کردم

ستاره ی تهنا

سلام فکر کردم دوباره اين بار با همون پست قبلی رو به رو می شم ... پستت رو خوندم ...اما....نظر باشه بعد که بهانه ايی باشه باز هم خدمت برسيم!!!! شاد باشی راستی ستاره تهنا به روز يا شب چه فرقی می کند بيا......

ناهيد

سلام آقا فرها كم پيدايي.كوجاي؟

عکس عکس عکس

سلام بر فرهاد خان گل دوست عزيز و بسيار گرامي . ممنون از لطف بي كرانتان . بیخیال لذت بردن از اونچه كه داريد را فراموش نكنيد بخصوص تندرستي كه بزرگترين ثروت‌هاست به همه با صداي بلند سلام كنيد

آنسوی تاريکی

مردم بازيچه سياستمردان کشور شدن انگار مردم ما نادون شدن آخوندا هر کاری دلشون بخواد می کنن افسوس برای مردم ايران

آتيه

سلام . منم مث خودتم.وبلاگت و لینک کردم .