تولدت مبارک

سی ام شهریور تولد دو سالگی افلیج بود. کوچولوی من دو ساله شد. یه جورایی حس میکنم این وبلاگ بچه ی منه. بچه ای که از شرمندگی باباش لازم نیست گوشه بگیره. دلم شور اینو نمیزنه که دوستاش تو مدرسه دوره اش کنند و دستش بندازند.

یادمه دبستان که بودم، هر وقت قرار بود پدرم بیاد مدرسه از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجیدم. پلیس تو ذهن بچه گونمون مظهر قدرت بود و پلیس شدن آرزومون. وقتی پدر با بقول خودمون ماشین پلیس و لباس پلیسی میومد و دست منو میگرفت؛ نگاهی از سر غرور به همکلاسیها می انداختم و لحظاتی رو تجربه میکردم که هیچوقت نمیخواستم تموم بشه.

انقدر از اون روزا فاصله نگرفتم که نفهمم فرهاد کوچولو چه حسی پیدا میکرد اگه مجبور بود کسی مثل منو به دوستاش بعنوان پدرش معرفی کنه و امیدوارم هیچوقت انقدر خودخواه نشم که لذت اینکه یکی بهم بگه بابا و از سر و کولم بالا بره رو ترجیح بدم به سرافکندگی بچه ای که خجالت بکشه تو کوچه خیابون دست باباشو بگیره. بابایی که هیچ دخالتی تو انتخابش نداشته.

این وبلاگ میتونه بچه کوچولوی من باشه و از این به بعد هر سال میخوام واسش جشن تولد بگیرم.

 20793_ShowLetter05.jpg

/ 2 نظر / 44 بازدید
_sohrab

سلام دوست عزيز. وبلاگ قشنگي داري. بهت تبريك ميگم. اميدوارم كه موفق باشي. من مدير مسئول سايت نويسنده هستم. ما در سايتمون امكانات ويژه‌ رايگان به اعضا ارائه ميديم. مثل ترجمه فصل به فصل كتاب‌هاي معروف. گزاشتن كتاب براي دانلود اعضا. و....... اما مهمترين اين امكانات ويژه و رايگان دادن هاست مجانيه. ما قصد داريم تا به 10 نفر از اعضاي سايتمون مقدار 100 مگا بايت هاست رايگان به همراه سي پنل اختصاصي اهدا كنيم. از شما دعوت مكنيم تا به خانواده بزرگ نويسنده بپيونديد.

مرسا

سلااام منم تولد افليجو تبريک ميگم انشالله با باباش صدوبيست ساله شه !!!