معلول و غير معلول

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: ستاره ی تهنا

دوشنبه، 2 مهر 1386، ساعت 20:55

سلام مجدد
اول خدمت شما عرض کنم که من شاعر نيستم ولی عاشق شعرم پس شعر ها يی رو گلچين می کنم و تو وبم ميذارم
دوم فرهاد عزيز چرا هر وقت يکی يه نظری متفاوت با نظر ما می ده ما اون رو به شعار دهی و ..... محکوم می کنيم
يه وقتی که فکرت ازاد بود به کامنت من فکر کن
من تا قبل از اينکه با دوستان معلولم از طريق وب آشنا بشم اونها رو جمع خيلی فعالی نمی دونستم اما وقتی فعاليت ها و پست های اونها رو ديدم نظرم ۱۸۰ درجه عوض شد اين کجاش شعاره کجاش شاعرانه است
من اين انرژی رو به چشم خودم ديدم چرا بايد از گفتن اون ابا داشته باشم و سکوت کنم از ترس متهم شدن ....!!
به هر حال فرهاد عزيز من برای تبادل نظر حاضرم
ببخشيد پر حرفی کردم
شاد باشی

E-mail:  stern_1367@yahoo.com

URL:  www.stern1367.blogfa.com

img_trash.gifوضعیت نمایش در وبلاگ: تایید شده   عدم تایید

قصد توهین یا تخطئه نداشتم ستاره ولی نمیدانم چرا همیشه اظهار نظر غیر معلولین در مورد

معلولین و معلولیت ناراحتم میکند. فکر میکنم "احساس سوختن به تماشا

نمیشود". ولی سر جمع حرفت خیلی هم بیراه نیست. در بین معلولها هم مثل شما غیر

معلولها بعضی خیلی فعالند و با انرژی و بعضی گوشه گیر و منزوی و تنبل. من همیشه از

فرط عصبانیت این تقسیم بندی معلول و غیر معلول را بکار میبرم. موضوعی که هست این

تقسیم بندی تنها از لحاظ توانیهای فیزیکی قرا بوده که آدمها رو به دو بخش تقسیم کنه ولی

ظاهرا بر خلاف کارکرد اولیه اش یک دیواری در ذهن همه آدمها ایجاد کرده و بر مبنای آن

فکر میکنند معلول و غیر معلول در تمام شئون زندگی متفاوتند. حال برخی از این سوی بام

افتاده اند و برخی از آن سوی بام. برخی مانند شما از سر لطف یا ترحم بیان میکنند معلولین

بسیار فعالند یا با هوشند یا مومنند و درستکار،  با پشتکار، موفق و... که البته در میان همین

گروه هستند کسانی که به آنچه میگویند باور قلبی ندارند و بین فی المثل یک نقشه کش،

گرافیست، پزشک، مشاور و... معلول و همتای غیر معلول او اگر قرار باشد دست به انتخاب

بزنند؛ غیر معلول را انتخاب میکنند.

اما دسته دوم که از سوی دیگر بام افتاده اند و شکر خدا امروز به برکت حضور نسبتاً

پررنگتر معلولین در جامعه و اطلاع رسانی رسانه ها از تعدادشان کاسته شده یا حداقل عوامل

پیش گفته آنها را مجبور به کتمان عقایدشان ساخته و راهی شق دوم از دسته اولشان کرده

است؛ کسانی هشتند که مانند " پدر سعید " معتقدند معلولین پرتی طبیعتند. به ناچار باید آنها را

در گوشه آسایشگاهها یا حداکثر خانه نگهداری کرد. برای این دسته که تفکرات سنتی و

برداشتهای خرافی از اعتقادات مذهبی در اعماق وجودشان ریشه دوانیده؛ سخن گفتن از حقوق

معلولین و برابری معلول و غیر معلول راه به جایی نخواهد برد.

انتخاب نام افلیج برای این وبلاگ و پر رنگی تقسیم معلول و غیر معلول در اینجا اعتراضی

است به جامعه ای که این تقسیم بندی را به همه چیز گسترش داده است. اگر یک میزگردی

راجع به یک مسئله سیاسی باشد و کارشناسی زبده اما معلول در آن بحث؛ دعوت نمیشود.

گزارشگر صدا سیما که نظر مردم را مثلا در مورد مسئله ای جویا میگردد؛ چشمانش در بین

ده غیر معلول، یک معلول را نمیبیند. معلول هرچند دکتر فلانی باشد باید در یک برنامه خاص

معلولین دعوت شود و برای او کف بزنند و هورا بکشند.

 

/ 13 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رويا

سلام تولد وبلاگت مبارک من جزو کساییم که هیچ وقت مخالفتی با اسم وبلاگت نداشتم و ندارم اینجا مال توئه تو این دنیایی که ادماش اونقدر ازادی ندارن و ما خواسته و ناخواسته محدودتر شدیم حقمونه حداقل یه ورق کاغذ داشته باشیم که بنویسیم یه جایی که خودمون باشیم با همه سیاهی ها و غمهامونه اما افلیج به نظر من به معنی معلول نیست برای من مهم نیست دیگران چی فکر میکنن تو فکر من افلیج یعنی یه ادم بی مصرف که یه گوشه افتاده و مایه دردسر دیگرانه یه ادم اضافی و ترحم برانگیز معلول کسیه که یه اتفاقی براش افتاده قبل تولد یا بعد اون مقصره یا نه... همینه که هست یکی میشه مریم حیدرزاده که معلولیتش رو میکنه نردبون یکی میشه یه ادمی که فقط ترحم جذب میکنه از همه چیرمیشه نردبون درست کرد ..............

مانی

تو هميشه نگاه جالبی رو در وبلاگت در مورد معلوليت طرح کردی. نمی‌شه منکر ديدگاهت شد يا بله کل محکومش کرد. ناراحتی تو ريشه در واقعيت اين جامعه داره. اما اين خيلی خوبه که تو نظر ديگران رو هم دين باره می‌شنوی. --- نام وبلاگت رو يکبار عوض کردی و گفتی بعد از حرف من بوده. اما هيچ وقت نفهميدم چرا دوباره همان افليج شد؟

ستاره ی تهنا

سلام من چون باز دوباره درسم شروع شده کمتر به نت دست رسی دارم و لی هر وقت بيام به تمامی دوستانم سر می زنم اما در مورد این که ۲ فرهاد این جا هست و من هم مثل همه به اشتباه افتادم یه کم گیج شدم که مخاطب من توی اين بحث ها با لاخره کی بود؟ شاد باشيد

سحر

با با خيلی وقته به روزم چرا نيومديد سربزنيد ؟؟؟؟؟؟؟

فرهاد

سلام رفيق. خوبی؟من مدتی ننوشته بودم اما امروز ذيگه نوشتم

آسمانم ابريست

مدتهاست منتظر پست جديدی ازت بخونم ولی چيزی نمی نويسی...چون این پستت حرف حق بود! جوابی براش نداشتم... راستی از کجا می دونی الان در نيمه دوم زندگی ات هستی! شما علم غيب داريد آيا؟!

شیوا

سلام.من شیوا هستم.زیاد تو اینترنت نمیام. پسری رو دوست دارم که به خاطر تصادف آسیب نخاعی دیده و پاهاش فلج شده.خیلی حساسه تا اونجایی که میتونم سعی میکنم درکش کنم ولی خیلی اذیتم میکنه منم واقعن دوسش دارم..میشه بگید چکار کنم؟[ناراحت]